مقدمه
بشر همیشه به پشت سر گذاشتن مرزهای آسمان و رسیدن به ناشناختهها علاقه داشته است. از دوران نخستین سفرهای فضایی تا رویاپردازیهای امروزی دربارهی زندگی روی سیارات دیگر، داستانهای علمیتخیلی و فضایى راهی برای بیان این اشتیاق بودهاند. در این مقاله به معرفی ده سریال برجستهٔ تاریخ تلویزیون میپردازیم که محور اصلی آنها سفرهای فضایی و کشف ناشناختههاست. این مجموعهها علاوه بر نمایش ماجراجویی در فضا، به مضامین فلسفی، اجتماعی و انسانی نیز میپردازند.
۱. Star Trek (پیشگام) – ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹

سریال «پیشگام» به خالق خود جین رادنبری مدیون است. نکتهٔ موفقیت این مجموعه آن بود که مفهوم سفر در فضا را با شخصیتهای قابلدرک و مسائلی برگرفته از زمانهٔ خود پیوند زد. گرچه پیامهای اخلاقی برخی قسمتها سادهلوحانه به نظر میرسید، این سریال پایهگذار بهترین روایتهای علمیتخیلی شد. سه فصل نخست باعث شکلگیری دنیایی بزرگ شدند؛ دنیایی که با هدف «جستجوی زندگی و تمدنهای جدید» جهانهای بسیاری را کاوش میکرد.
۲. Star Trek: The Next Generation (نسل بعدی) – ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۴

پس از موفقیت فیلمهای مجموعهٔ کلاسیک، «نسل بعدی» با فرماندهای جدید و گروهی متفاوت پا به تلویزیون گذاشت. آغاز سریال با تردید همراه بود اما پس از چند قسمت به جایگاه خود رسید و شخصیتهایش به نمادهای محبوب ژانر تبدیل شدند. در طول هفت فصل، نویسندگان دشمنان نمادینی مثل بورگ آفریدند و به جوامع پیشتر معرفیشدهٔ کلینگان و رُمُلان عمق بخشیدند، به طوری که کهکشان فدراسیون گستردهتر و واقعیتر به نظر رسید. بدون موفقیت این مجموعه، شاید مجموعهٔ «پیشگام» هرگز از سری اصلی فراتر نمیرفت.
۳. Babylon 5 – ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸

«بابل ۵» نمونهای از داستانگویی بلندمدت در ژانر علمیتخیلی است. خالق سریال اعلام کرده بود که برای پنج فصل داستانی کامل در نظر دارد، و همین باعث شد روایت پیچیده و شخصیتپردازی عمیقی شکل گیرد. یکی از جذابترین خطهای داستانی این سریال سقوط تدریجی زمین به سوی فاشیسم و تأثیر رسانه بر این روند است. در نتیجه «Babylon 5» به خاطر ترکیب ماجراجویی فضایی و نقدهای سیاسیاش محبوب شد.
پیشنهاد مطالعه: بهترین سریالهای ماجراجویی با محوریت سفر در زمان
۴. Firefly (آتش مگس) – ۲۰۰۲

این سریال وسترن–فضایی تنها چهارده قسمت داشت اما به سرعت به یک اثر کالت تبدیل شد. داستان آن در منطقهای دور از دسترس دولت مرکزی پس از یک جنگ داخلی میگذرد؛ جایی که خدمهٔ سفینهٔ Serenity – متشکل از خانوادهای از تبهکاران خاکستری – در جهانی پرخطر و غبارآلود زندگی میکنند. هر قسمت بهگونهای ماجراجویی در مرزهای فضا و مقاومت در برابر حکومت مرکزی را روایت میکند و دوستداران بسیاری دارد.
۵. Farscape – ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳

«Farscape» ترکیبی از تخیل گسترده، عروسکگردانی درخشان و داستانی تند و تلخ است. این سریال با طرحی شبیه «جزیرهٔ گالیور» آغاز میشود و جهانی پر از بیگانگان و موجودات عجیب میآفریند. عروسکهای ساختهٔ شرکت جیمهانسن شخصیتها را زنده میکنند، اما داستانهای تاریک، طنز سیاه و روابط رمانتیک بزرگسالانه نشان میدهد که سریال مخصوص کودکان نیست. «Farscape» به دلیل خلاقیت و بهرهگیری از عناصر متفاوت، یکی از جواهرات کمتر دیده شدهٔ ژانر محسوب میشود.
۶. The Expanse (وسعت) – ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲

براساس رمانهای جیمز اس. اِی. کوری، «وسعت» تصویری واقعگرایانه از قرن بیستوچهارم ارائه میدهد. داستان با جستجوی یک کارآگاه برای دختر گمشدهای آغاز میشود اما به سرعت به معمایی گسترده با پیامدهایی برای کل سامانهٔ خورشیدی تبدیل میشود. این سریال به جزئیات سفر در فضا، مشکلات سیاسی حاکم بر سیارات مختلف و پیشداوریها و طمع انسانها میپردازد. نگاه انسانی و سختگیرانهٔ آن به سفر فضایی، «وسعت» را به یکی از بهترین نمونههای علمیتخیلی دههٔ اخیر تبدیل کرده است.
۷. For All Mankind (برای تمام بشریت) – از ۲۰۱۹ تاکنون

این سریال با طرح این پرسش آغاز میشود که اگر اتحاد شوروی به جای آمریکا در سال ۱۹۶۹ به ماه میرسید چه اتفاقی میافتاد؟ این فرضیهٔ جسورانه تاریخ را کاملاً تغییر میدهد؛ رقابت فضایی پایان نمییابد و تلاش برای کاوش منظومهٔ شمسی ادامه مییابد[. هر فصل چند سال در زمان به جلو میپرد و نشان میدهد چگونه این جهان متفاوت از دنیای ما فاصله میگیرد؛ تا فصل پنجم که در سال ۲۰۱۲ ساکنان مریخ حتی بحث استقلال را مطرح میکنند. «برای تمام بشریت» مخاطب را وادار میکند فکر کند اگر با همین امکانات تلاش بیشتری میکردیم، امروز چه دستاوردهایی داشتیم.
۸. Battlestar Galactica (ستارهٔ جنگافزار) – ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹

بازسازی دههٔ ۲۰۰۰ از سریال کلاسیک «ستارهٔ جنگافزار» با نابودی تقریباً کامل امپراتوری بشری توسط رباتهای سایبریلون آغاز میشود. بازماندگان – حدود پنجاه هزار نفر – در تلاش هستند تا در فضا زنده بمانند و سیارهای افسانهای به نام زمین را پیدا کنند. گرچه پایان سریال بحثبرانگیز است، فصلهای آغازین آن به عنوان برخی از بهترین نمونههای تلویزیون علمیتخیلی شناخته میشوند؛ آثاری تاریک، خشن و عمیقاً انسانی.
۹. Doctor Who (دکتر هو) – از ۱۹۶۳ تاکنون

این مجموعهٔ بریتانیایی قدیمیترین سریال فهرست ما است و ۴۱ فصل در طول شش دهه پخش شده است. با داستانی انعطافپذیر و امکان بازآفرینی مداوم، «دکتر هو» تا کنون ۱۵ بازیگر متفاوت را در نقش دکتر معرفی کرده است. گرچه کیفیت قسمتها و بازیگران متغیر است، گسترهٔ خلاقیت سریال همچنان شگفتانگیز است و همچون سفینهٔ TARDIS، از درون بزرگتر از ظاهرش است. این سریال ترکیبی از سفر در زمان و فضاست و هر بار مخاطب را به مکان و زمانی متفاوت میبرد.
۱۰. Cowboy Bebop (کابوی بیباپ) – ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱

این انیمهٔ ژاپنی ژانرهای گوناگونی مانند وسترن، نوار جنایی و اپرای فضایی را درهم میآمیزد. داستان حول گروهی از جایزهبگیران آیندهنگر میچرخد که سوار بر سفینهٔ Bebop به سیارات مختلف میروند. «کابوی بیباپ» همزمان فلاسفهٔ عمیق و صحنههای اکشن جذاب، شوخیهای عالی، شخصیتهای فراموشنشدنی و موسیقی جاز گوشنواز ارائه میدهد. این مجموعه به دلیل پرداختن به مضامینی مانند تنهایی، افسردگی و معنای زندگی و در عین حال ارائهٔ یک داستان سرگرمکننده و «خنک»، جایگاه ویژهای در میان عاشقان انیمه و علمیتخیلی دارد.
جمعبندی
این ده سریال نشان میدهند که چرا ژانر علمیتخیلی و سفرهای فضایی محبوبیت خود را حفظ کرده است. هرکدام به نحوی متفاوت به ما اجازه میدهند تا سؤالات مهمی دربارهی آینده، فناوری، سیاست و انسانیت مطرح کنیم. تماشای این آثار نهتنها شما را به سفر به دورترین نقاط کیهان میبرد، بلکه شما را به تفکر عمیق دربارهٔ دنیای امروز و فردا وا میدارد.