دنیای سریالهای تلویزیونی پر از ماجراجوییهای دور از واقعیت است، اما برخی از آثار علمیتخیلی با تکیه بر علم، تاریخ و واقعیتهای اجتماعی، داستانهایی میسازند که آنقدر نزدیک به دنیای ما هستند که ترس و هیجانشان دوچندان میشود. در این مقاله به مناسبت ۳ مارس ۲۰۲۶، به ده سریال میپردازیم که داستانهای علمیتخیلی آنها بیش از دیگران به واقعیت نزدیک است و بر پایهٔ مفاهیم علمی یا اجتماعی واقعی ساخته شدهاند.
معرفی سریالها
هر کدام از سریالهای زیر با تکیه بر علمی قابلاعتنا یا برهههایی از تاریخ معاصر، روایتی علمیتخیلی ارائه میدهند که در نگاه اول، چندان دور از ذهن به نظر نمیرسد. توضیحات مفصل در متن آمده است و جدول انتهایی تنها برای ارائهٔ نامها و شبکههای پخش است.
۱. «مسئلهٔ سه جسم» (3 Body Problem)

اقتباس نتفلیکس از رمان «مسئلهٔ سه جسم» مخاطب را به چین دههٔ ۱۹۶۰ میبرد؛ جایی که یک اخترفیزیکدان محل زمین را برای موجودات فرازمینی ارسال میکند و همین تصمیم سرنوشت بشریت را تغییر میدهد. روایت سریال پرسش قدیمی «اگر بیگانگان حمله کنند چه میشود؟» را به «اگر ما باعث شویم بیگانگان بیایند چه؟» تبدیل میکند. این اثر با وجود تصورات عظیمش دربارهٔ تماس با تمدنی دیگر، بر پدیدهٔ واقعی «مسئلهٔ سه جسم» متکی است؛ مسئلهای که از نظر فیزیکی حلنشده است و حرکت سه جرم بزرگ را پیشبینیناپذیر میکند. علاوه بر این، داستان سریال در دل انقلاب فرهنگی چین شکل میگیرد و از تاریخ واقعی بهعنوان بستری برای تخیلش بهره میبرد.
۲. «وستورلد» (Westworld)

«وستورلد» دنیایی تفریحی را به تصویر میکشد که در آن ثروتمندان در پارکی با اندرویدهای شبیهانسان وارد بازی میشوند. با شکستن کد این میزبانها، مرز میان انسان و ماشین از میان میرود و مخاطب با پرسشهایی دربارهٔ ارادهٔ آزاد و حرص شرکتها روبهرو میشود. گرچه این سریال روباتهایی بسیار واقعگرایانه نشان میدهد که هنوز از توان مهندسی امروز فراترند، اما برخی پژوهشگران هنر زیستی معتقدند پایههای علمی آن به فناوریهایی که اکنون در آزمایشگاهها توسعه مییابند نزدیک است. همین نزدیکی مفهومی، داستان سریال را به آیندهای محتمل پیوند میدهد.
پیشنهاد مطالعه: ۲۰ سریال علمیتخیلی برتر برای دوستداران فناوری
۳. «دیوز» (Devs)

این مینیسریال ساختهٔ الکس گارلند مخاطب را به دنیای محاسبات کوانتومی میبرد. در «دیوز»، یک شرکت فناوری با استفاده از رایانهای کوانتومی تلاش میکند جهانی را که در آن زندگی میکنیم بازسازی کند و امکان مشاهدهٔ گذشته و آینده را فراهم آورد. سریال دربارهٔ آن است که اگر بتوان آینده را دید، آیا انسان هنوز امکان انتخاب دارد یا خیر. روایت به جای جلوههای ویژه به مباحث فلسفی، جبرگرایی و فناوری واقعی کوانتومی میپردازد، به همین دلیل اثر در عین خیالانگیزی، ریشه در علم و فلسفهٔ معاصر دارد.
۴. «سرگذشت ندیمه» (The Handmaid’s Tale)

این سریال که بر اساس رمان مارگارت اتوود ساخته شده، یک رژیم تئوکراتیک و ضدزن را نشان میدهد که زنان بارور را به بردگی میگیرد. اتوود تأکید میکند که هیچیک از وقایع داستانش تخیلی صرف نیست؛ همهٔ آنها در نقطهای از جهان رخ دادهاند. همین ویژگی باعث میشود ترس و هول داستان، به جای موجودات فضایی یا فناوریهای عجیب، از تاریخ انسانی و افراطگرایی مذهبی نشأت بگیرد. «سرگذشت ندیمه» با یادآوری دورههای سیاه تاریخ، یک هشدار اجتماعی بسیار واقعی ارائه میدهد.
۵. «سیلو» (Silo)

اقتباس اپل تیویپلاس از رمانهای هیو هاوی، آیندهای را ترسیم میکند که سطح زمین بهدلیل آلودگی غیرقابل زیست شده و انسانها در سازههای عظیم زیرزمینی زندگی میکنند. سریال نشان میدهد که چگونه ترس از فروپاشی زیستمحیطی، اقتدارگرایی و دستکاری اطلاعات میتواند جامعهای مخفی و طبقهبندیشده ایجاد کند[7]. این داستان نسبت به بسیاری از آثار علمیتخیلی، تا حد زیادی بر اضطرابهای واقعی دربارهٔ تغییر اقلیم و کنترل حکومتها اتکا دارد.
۶. «جداسازی» (Severance)

«جداسازی» به کارمندان یک شرکت میپردازد که با جراحی مغزی، زندگی کاری و شخصیشان را از هم جدا میکنند. آنها در هنگام کار هیچ خاطرهای از زندگی بیرون ندارند و برعکس. این ایده گرچه افراطی به نظر میرسد، اما استعارهای ترسناک از بیگانگی کاری و سلب اختیار در شرکتهای بزرگ است. سریال با بررسی هویت، سرمایهداری و سوءاستفادهٔ شرکتی و با استفاده از طنز تلخ و تصاویر استریل، مخاطب را گرفتار فضای توهمی خود میکند. همین رویکرد، آن را در زمرهٔ آثار علمیتخیلی روانشناختی و نزدیک به واقعیت قرار میدهد.
۷. «آینهٔ سیاه» (Black Mirror)

«آینهٔ سیاه» مجموعهای اپیزودیک است که در هر قسمت به پیامدهای فناوریهای نوظهور میپردازد؛ از شبکههای اجتماعی و سیستمهای اعتبار اجتماعی گرفته تا واقعیت مجازی. سریال به جای نمایش سفینهها یا موجودات فرازمینی، تغییرات کوچک اما تأثیرگذار در فناوری را نشان میدهد که چگونه میتوانند رفتار انسانها را دگرگون کنند. برخی از اپیزودهای این مجموعه مانند «سقوط آزاد» (Nosedive) پیشبینیهایی ارائه کردهاند که شباهتهای زیادی با سامانههای امتیازدهی اجتماعی در جهان واقعی دارند. همین واقعگرایی هشداردهنده، «آینهٔ سیاه» را به یکی از مهمترین سریالهای آیندهنگر تبدیل کرده است.
۸. «وسعت» (The Expanse)

این سریال بر اساس رمانهای جیمز اس. ای. کوری، تصویری واقعگرایانه از منظومهٔ شمسی در قرن آینده ارائه میدهد. در این دنیا، زمین، مریخ و مناطق کمربند سیارکها درگیر رقابتی سیاسی و اقتصادی هستند و یک زیستسلاح بیگانه بحران ایجاد میکند. «وسعت» بهعنوان نمونهای از «هارد سایفای» شناخته میشود؛ زیرا فیزیک، اقتصاد و جغرافیای سیاسی آن بر پایهٔ علم واقعی و توسعهٔ منطقی فناوریهای فعلی بنا شده است. حتی مشاوران ناسا مانند پاول ساتر این سریال را بهعنوان دقیقترین نمایش فضا معرفی کردهاند.
۹. «برای تمام بشریت» (For All Mankind)

این سریال تاریخ جایگزینی را روایت میکند که در آن اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری است که روی ماه قدم میگذارد و رقابت فضایی هرگز پایان نمییابد. سازندگان با بهرهگیری از مشاوران ناسا و مهندسان فضایی، فضاپیماها، روشهای پرتاب و محیطهای فضا را با دقت علمی بازسازی کردهاند. این دقت علمی در کنار بررسی پیامدهای سیاسی و اجتماعی ادامهیافتن مسابقهٔ فضایی، «برای تمام بشریت» را به یکی از نزدیکترین روایتها به واقعیت تبدیل کرده است.
۱۰. «آقای ربات» (Mr. Robot)

«آقای ربات» داستان هکری به نام الیوت آلدرسون را دنبال میکند که همراه گروهی از فعالان سایبری برای از بین بردن سلطهٔ یک شرکت مالی عظیم تلاش میکند. این سریال بهجای اختراع فناوریهای خیالی، از ابزارهای واقعی هک و مسائل امنیت سایبری موجود استفاده میکند. به گفتهٔ یکی از نویسندگان و تهیهکنندگان فنی سریال، دقت آن در نمایش حملات سایبری و تبعات اجتماعی آن مثالزدنی است. واقعگرایی فنی و روایت پیچیدهٔ روانشناختی باعث شده «آقای ربات» به عنوان یکی از بهترین نمونههای علمیتخیلی نزدیک به واقعیت شناخته شود.