موقعیت تصویربرداری و طراحی صحنه نقش مهمی در خلق فضای باورپذیر و جذاب برای یک سریال دارند. در بسیاری از مجموعههای تلویزیونی، لوکیشنها و دکورهای دقیق، شخصیتسازی و روایت داستان را عمیقتر میکنند. در ادامه به معرفی ۲۰ سریال میپردازیم که لوکیشنها و طراحی صحنهٔ چشمگیری دارند و به همین دلیل تماشای آنها حتی فراتر از داستان لذتبخش است.
۱. بازی تاجوتخت (Game of Thrones)

این سریال فانتزی حماسی با نبردهای بزرگ و داستانی چندلایه بهخاطر تصاویر خیرهکنندهاش شناخته میشود. «بازی تاجوتخت» علاوه بر جلوههای ویژهٔ عظیم، از لوکیشنهای واقعی استفاده کرد؛ سکانسها در کرواسی، ایرلند، ایسلند و اسپانیا فیلمبرداری شد و این مناظر واقعی به زیبایی و باورپذیری جهان وستروس اضافه کردند. چنین ترکیبی از لوکیشنهای طبیعی و طراحی صحنهٔ عظیم، این سریال را به استانداردی جدید برای تولید تلویزیونی تبدیل کرد.
۲. نیلوفر سفید (The White Lotus)

این مجموعهٔ کمدی–درام، هر فصل مهمانان و کارکنان یک مجموعهٔ تفریحی لوکس را دنبال میکند. فیلمبرداری در استراحتگاههای واقعی انجام شده و لوکیشنهای شگفتانگیز سریال از هاوایی گرفته تا سیسیل و تایلند، به روایت داستان لایهای از اصالت میبخشند. دکورهای دقیق و طراحی لباسهای هماهنگ نیز باعث میشوند تماشاگران کاملاً در فضای داستان غرق شوند.
۳. ماندالوریان (The Mandalorian)

سریال اکشن–ماجرایی «ماندالوریان» دنیای «جنگ ستارگان» را به شیوهای نو بازسازی میکند. سازندگان از فناوری انقلابی «The Volume» بهره بردند؛ صحنهای عظیم با صفحات LED که منظرههای بیابانی، جنگلی و شهری را به شکل واقعگرایانه بازمیآفریند. این فناوری به همراه موسیقی و طراحی لباس جزئینگر، جهانِ تازهای از کهکشان دوردست را برای مخاطب خلق میکند.
پیشنهاد مطالعه: ۲۰ سریال با پایانبندیهای بحثبرانگیز
۴. وستورلد (Westworld)

«وستورلد» ترکیبی از وسترن و علمیتخیلی است و با موضوعاتی دربارهٔ آگاهی و ارادهٔ آزاد سر و کار دارد. این سریال با بهرهگیری از فناوریهای نوین و طراحی صحنهٔ خلاقانه، بین مناظر غرب وحشی و شهرهای آینده سفر میکند. تغییر دائم میان لوکیشنها و دکورهای واقعی و دیجیتال، جهان پویایی میسازد که به شکلی شگفتانگیز باورپذیر است.
۵. پوشینگ دیزیز (Pushing Daisies)

این کمدی رمانتیک/فانتزی دربارهٔ ندی، شیرینیپزی که قادر است مردگان را دوباره زنده کند، سبکی بصری منحصربهفرد دارد. سریال با استفادهٔ گسترده از رنگهای اصلی مانند زرد، سبز و قرمز و الهام از نقاشیهای سوررئالیستی، دنیایی شبیه به افسانه خلق میکند. طراحی صحنهٔ رنگارنگ و سرخوشانهٔ آن، تضاد جالبی با موضوعات مرگ و زندگی ایجاد میکند.
۶. جدایی (Severance)
این درام علمیتخیلی، کارمندان شرکتی را نشان میدهد که خاطرات کاری و شخصیشان از هم جدا شده است. فضای اداری سریال با رایانههای قدیمی، صفحهکلیدهای مکانیکی و طراحی رتروفیوچریستی، خود به شخصیت تبدیل میشود. رنگبندی دقیق و دکوراسیون سرد دفتر در مقابل فضای گرم خارج از شرکت، به تمایز دو دنیای «این» و «آن» کمک میکند و فضایی دلهرهآور میسازد.
۷. او ای (The OA)
«او ای» داستانی رازآلود دربارهٔ زنی است که پس از هفت سال بازمیگردد و ادعا میکند به دنیای دیگری سفر کرده است. این سریال با ترکیب عناصر فراواقعگرایانه، سفرهای بینبعدی و استفاده از تصاویر نمادین، بهشدت بر جنبهٔ بصری متکی است. طراحی صحنه و فیلمبرداریِ متفاوت، بیننده را به دنیایی رمزآلود و شاعرانه میبرد.
۸. آرکین (Arcane)
انیمهٔ «آرکین» که بر اساس بازی «League of Legends» ساخته شده، با ترکیب تکنیکهای دوبعدی و سهبعدی، دنیایی شگفتانگیز خلق میکند. هر قاب این مجموعه با دقتی فراوان طراحی شده است؛ از کوچههای نئونی زان تا ساختمانهای باشکوه پیلتُور، همه چیز به صورت هنرمندانه ساخته شده و مرزهای تکنولوژی انیمیشن را جابهجا کرده است.
۹. هانیبال (Hannibal)
این تریلر روانشناختی بر رابطهٔ پیچیدهٔ دکتر هانیبال لِکتر و مأمور افبیآی، ویل گراهام تمرکز دارد. سریال بهخاطر زیباییشناسی منحصربهفردش مشهور است؛ صحنهها از نقاشیهای باروک هلندی و آثار هیرونیموس بوش الهام میگیرند و خشونت را بهصورت هنری نمایش میدهند. طراحی صحنهٔ دقیق و تصاویر درشتنما، این تجربهٔ بصری را تشدید میکند.
۱۰. توین پیکس (Twin Peaks)
شاهکار دیوید لینچ، داستان یک مأمور افبیآی را روایت میکند که قتل دختر جوانی را در شهری رازآلود بررسی میکند. «توین پیکس» با نورپردازی متفاوت، رنگبندی خاص و تصاویر رویاگونه، استانداردهای جدیدی برای روایت بصری در تلویزیون ایجاد کرد. شهر کوچک و مهآلودی که داستان در آن میگذرد، خود به یکی از شخصیتهای اصلی تبدیل شده است.
۱۱. برادچرچ (Broadchurch)
این درام جنایی بریتانیایی، علاوه بر بازیهای چشمگیر، با لوکیشن بینظیرش در ساحل دورست در جنوب انگلستان به شهرت رسید. فیلمبرداری عمدتاً در روستای ساحلی «وست بی» در منطقهٔ ساحلی ژوراسیک انجام شد و امواجی که به صخرهها میخورند، فضای رازآلود سریال را تقویت میکنند. ترکیب مناظر طبیعی خیرهکننده با داستان تراژیک، یکی از نقاط قوت اصلی این مجموعه است.
۱۲. دروغهای کوچک بزرگ (Big Little Lies)
داستان این درام/معمایی در شهری ساحلی میگذرد. برخلاف رمان اصلی که در استرالیا است، نسخهٔ تلویزیونی در شهر ساحلی «مونتری» و «کارمل» در کالیفرنیا فیلمبرداری شده است. هر یک از خانههای شخصیتها مطابق با شخصیت صاحبش طراحی شده است؛ از خانهٔ سنگی و شیشهای سلست گرفته تا ویلای ساحلی ملادلین. این لوکیشنها باعث میشوند مخاطب شیفتهٔ شهر و زیباییهایش شود.
۱۳. دختران دِری (Derry Girls)
این کمدی نوجوانانه، روزگار دختران نوجوان را در ایرلند شمالی دههٔ ۱۹۹۰ روایت میکند. داستان در شهر دِری میگذرد و سریال با نمایش خیابانهای سرد و مهآلود و شاتهای هوایی زیبا، تضاد میان شوخیهای سریال و واقعیت تلخ آن دوره را برجسته میکند. فیلمبرداری در بلفاست و جنوب ایرلند انجام شده و فضای تاریخی را بهخوبی بازآفرینی میکند.
۱۴. های مینتِیننس (High Maintenance)
این سریال کمدی آمریکایی، ماجراهای یک فروشندهٔ مواد مخدر را دنبال میکند که با دوچرخه در نیویورک میگردد. بهجز طنز، سریال با نگاهی مستندگونه زندگی واقعی و زیرزمینی نیویورک را نشان میدهد؛ هر قسمت پنجرهای به گوشهای از این شهر بزرگ است. طراحی صحنهٔ مینیمال و لوکیشنهای واقعی، حس حضور در کوچهپسکوچههای منهتن را منتقل میکند.
۱۵. مردان دیوانه (Mad Men)
این درام تاریخی داستان زندگی مدیران تبلیغاتی در دههٔ ۱۹۶۰ نیویورک را بازگو میکند. برای بازسازی دقیق آن دوران، طراحان صحنه حتی جزئیاتی مانند نوع سیبها را در صحنهها اصلاح میکردند. خانهٔ ویلایی سبک استعماری دان در حومهٔ نیویورک و سپس آپارتمان مدرن او در منهتن با مبلمان دانمارکی و فرشهای ضخیم، بهدقت بازسازی شدهاند. چنین وسواس تاریخی باعث شده این سریال به یک «کپسول زمان» از دههٔ ۶۰ تبدیل شود.
۱۶. خانم میزل شگفتانگیز (The Marvelous Mrs. Maisel)

این کمدی موفق آمازون داستان یک زن خانهدار دههٔ ۱۹۵۰ را که به استندآپ کمدی روی میآورد، روایت میکند. آپارتمان پیشجنگی وینتیج میج میزل با کابینتهای قرمز و سفید و آینههای قدیمی، با الهام از فیلمهای دوریس دی ساخته شده و وسایل منزل از فروشگاههای عتیقه تهیه شدهاند. این طراحی صحنه پررنگ و سرزنده، کاملاً با شخصیت شوخطبع و پرانرژی میج هماهنگ است.
پیشنهاد مطالعه: ۲۰ سریالی که بیشترین جوایز را در سال ۲۰۲۵ دریافت کردند
۱۷. سیاستمدار (The Politician)

در این سریال کمدی-سیاسی نتفلیکس، دانشآموزی جاهطلب از یک خانوادهٔ ثروتمند برای پستهای سیاسی رقابت میکند. اتاق خواب لوکس او با تختخواب تاجدار، نیمکت حصیری و کتابهای کلاسیک، الهامگرفته از اتاق خواب رئیسجمهور جان اف. کندی است. دکور سایر بخشهای عمارت نیز ترکیبی از تزئینات چینیگون و باغهای مرتب است که شخصیتپردازی خانوادهٔ هوبارت را تقویت میکند.
۱۸. وراثت (Succession)

این درام خانوادگی دربارهٔ امپراتوری رسانهای لوگان روی، در لوکیشنهای بهشدت لوکس فیلمبرداری شده است. ویلای ۲۰هزار فوت مربعی در همپتونز، که قبلاً متعلق به هنری فورد دوم بود و ارزشی حدود ۱۷۵ میلیون دلار دارد، لوکیشن اصلی خانواده است. طراح صحنه برای طراحی دفتر لوگان از مبلمان عتیقه و فرشهای گرانقیمت استفاده کرده است. آپارتمان پنجم خیابان او نیز در استودیو ساخته شد و با وسایل لوکس آنتیک و نورگیرهای بزرگ تزئین شده است.
۱۹. میلیاردها (Billions)

در این درام دربارهٔ دنیای مالی، بابی «اکس» اکسلراد در یک پنتهاوس دوطبقه در محلهٔ تریبِکا زندگی میکند. پنجرههای ۱۸ فوتی، ترکیب فلز و چوب و چلچراغ شیشهای ایتالیایی فضایی مدرن و پرزرقوبرق ایجاد کردهاند. طراحی اتاق خواب و آشپزخانهٔ عمارت کانکتیکات شخصیت نیز جلوهٔ ثروت و در عین حال بحرانهای خانوادگی او را نشان میدهد.
۲۰. تاج (The Crown)

«تاج» تاریخ معاصر بریتانیا و زندگی ملکه الیزابت دوم را به تصویر میکشد. اگرچه اجازهٔ فیلمبرداری در کاخ باکینگهام وجود نداشت، طراح صحنه مارتین چایلدز با تحقیق گسترده نقشهٔ داخلی کاخ و وسایل مجلل آن را بازآفرینی کرد. او و تیمش صندلی تاجگذاری را از نو ساختند و برای هر دورهٔ تاریخی، لوازم مناسب آن را از بازارهای عتیقه یا کارگاههای اختصاصی تهیه کردند. این دقت تاریخی باعث شده دکور سریال با گذشت زمان تکامل یابد و تحولات سلیقهٔ ملکه و خانوادهاش را بازتاب دهد.
این مجموعهها نشان میدهند که چگونه لوکیشن و طراحی صحنه میتواند به اندازهٔ داستان و بازیگری، در موفقیت یک سریال تلویزیونی مؤثر باشد. تماشای هر یک از این سریالها سفر بصری منحصربهفردی را به دنبال دارد و الهامبخش برای علاقهمندان به هنر، معماری و سینما است.